تماس: info@azadsar.com

 

١٤

بعد از قیام بهمن ٥٧ یحیی رحیمی در منطقه‌ی کرمانشاه به فعالیت‌هایش ادامه داد. او به‌خاطر آشنائی‌ با مردم و منطقه عمده فعالیتش در کِرِند بود. کِرند مرکز شهرستان دالاهو است با کوه‌ها و طبیعتی خیره کننده. در میان آبادی‌های بین راه کرمانشاه و قصرشیرین، شهر کِرند از وضعیت ویژه‌ای برخوردار است. 

Kerend
نمائی از شهر زیبای کِرند غرب

اگر چه مردم کِرند باورهای مذهبی مختلفی دارند اما آن‌ها بیشتر به "اهل حق" معروف بوده و هستند. مردم کِرند کُرد هستند و با گویش کَلهُر یا جافی، کُردی را صحبت می‌کنند. انگور منطقه‌ی کِرند معروف بود و از قدیم ایام در آن‌جا عرقی تولید می‌شد به نام "عرق حَریر" که طعم خوشِ خودش را داشت (و دارد) و از سایر مشروبات مشابه متمایز است. یحیی رحیمی علیرغم آن‌که در زندگی کوتاهش کمتر فرصت چشیدن لذت شخصی را پیدا کرد اما اگر در کِرند بود و فرصتی دست می‌داد از عرق حریر لذت می‌برد. عرق حریر بدون اضافه کردن مواد شیمیائی، با وسائلی ساده در خانه‌های روستائیان تهیه می‌شد. در گوشه‌ای از قهوخانه‌ی سر راه قصر شیرین، منبع آبی (از جنس حلبی) گذاشته شده بود که در آن عرق حریر قرار داشت. از شیر همین منبع، عرق حریر به لیوان ها سرازیر می‌گردید.

یحیی رحیمی که خود از طایفه‌ی کُلهُر بود و سال‌ها در منطقه‌ی غرب تدریس کرده بود هواداران زیادی در آن منطقه داشت. وقتی یحیی رحیمی به کِرند رفت سیروس مأوائی یکی از مسئولین ستاد کِرند سازمان چریک‌های فدائی خلق بود. این ستاد اوائل سعی کرد یک گروه کار در کرند به‌وجود بیاورد. مثلا دانش‌آموزان را سازماندهی می‌کرد که به باغ‌های مردم بروند و در انگورچینی به آن‌ها کمک کنند. گوشه‌ای از محل ستاد را هم به "موزه‌ی خلق" تبدیل کرده بودند.

در جریان قیام بهمن ٥٧ ،سپهبد عزیزالله پالیزبان استاندار کرمانشاه بود. سپهبد پالیزبان که خود کُرد بود و در منطقه‌ی کرمانشاه ریشه داشت، با شروع "صدای انقلاب" به ماموریت کرمانشاه فرستاده شد. این استاندار بنا به روحیه نظامی‌‌ای که داشت عملیات سرکوب مردم قیام‌کرده‌یِ کرمانشاه را شخصا رهبری می‌کرد. تصور او و رژیم این بود که او به‌خاطر بومی بودن می‌تواند قیام مردم را فلج کند. بعد از سقوط حکومت شاه در بهمن ١٣٥٧ سپهبد پالیزبان به سازمان‌دهی پاره‌ای از خوانین و اهالی منطقه علیه رژیم تازه تاسیسِ جمهوری اسلامی پرداخت و به عملیاتی نیز دست زد. جریان پالیزبان در منطقه‌ی کِرند نیز هوادارنی داشت. در میان این هواداران گروهبانی بود به اسم "رنجبر" که اصلا کِرندی بود. او می‌گفت که طرفدار تیمسار پالیربان است. یک روز گروهبان رنجبر با تفنگ "برنو"ای که داشت گلوله‌ای به سمت ستاد فدائیان در کِرند شلیک کرده بود. ستاد فدائیان در کِرند در خانه‌ی امیر احتشامی، یکی از زمین‌داران بزرگ منطقه‌ی کرمانشاه، قرار گرفته بود. البته  امیراحتشامی و خانواده‌اش در آن‌جا سکونت نداشتند. همان یک تیری که گروهبان رنجبر به سمت ستاد فدائیان شلیک کرد کافی بود که یحیی رحیمی بلافاصله اقدام به سازماندهی هواداران برای مقابله با متجاوزین به ستاد نماید. بعد از انجام تدارکات لازم، افراد ستاد با قرار دادن کامیون و تریلی روی جاده، راه  اصلی کرند را بستند. این جاده، راه ترانزیت بین  تهران و کربلا بود و جمهوری اسلامی به بسته شدن آن حساسیت داشت.

عبدالحسین خان امیراحتشامی، سمت راست

در همان زمان (از مرداد ٥٨) خمینی دستور "جهاد" داده بود. این جهاد علیه مبارزین کرد و مردم کردستان و کرمانشاه تدارک دیده شده بود. در جریان همین جهاد بود که کِرند به تصرف سپاه پاسداران درآمد و ستاد فدائیان نیز تعطیل شد. افراد ستاد فدائیان تنها ١١ قبضه "ژ ث" داشتند و قادر به مقاومت در مقابل لشکر تا دندان مسلح پاسداران  نبودند.

بعد از واقعه‌ی مرداد ٥٨ در کرند، عده‌ای از افراد "گروه مهدی"، که سیروس مأوائی در نامه اش توضیح داده بود، میخواستند به کردستان عراق بروند و آموزش نظامی ببینند. یحیی رحیمی نیز با این گروه به کردستان عراق رفت و مدتی در آن‌جا بود. در کردستان عراق یحیی و مهدی با هم اختلاف پیدا کردند و گروه از هم پاشید. بعدا به خاطر اختلاف و نزاعی که مهدی با گروه طالبانی در کردستان عراق پیدا کرد دستگیر شد. نگارنده از سرنوشت "مهدی" و داستان زندگی او آگاهی بیشتری ندارد. اما نگارنده شنیده است که در جریان اختلاف میان این گروه از فدائیان کرمانشاه بهزاد کریمی که مسئول کردستان سازمان فدائی بود نقش مثبتی بازی نکرده است. برخورد یحیی رحیمی با مهدی تا جائی پیش رفت که او به مهدی شک کرده بود. پس از این جریان یحیی رحیمی به کرمانشاه بازگشت.

 

arrow

Yahia Rahimi: page | 1 |2 | 3 |4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 15 | 16 |

١٤

 
Hit Counter by Digits