تماس: info@azadsar.com

 

١٠

سازمان فدائیان خلق ایران و جنبش فدائیان بعد از قیام ١٣٥٧

پیش از قیام سال ١٣٥٧، از فعالیت‌های سازمان‌های سیاسی، و از این دست سازمان  چریک‌های فدائی خلق، خبر زیادی نبود. اندیشمندان و رهبران سرشناس آن سازمان‌ها در نیمه‌ی اول دهه‌ی ٥٠ توسط رژیم شاه قلع و قمع شده بودند. بیژن جزنی که خود عضو سازمان فدائیان خلق نبود، اما توانائی و وجهه ی کافی برای رهبری آن سازمان را در داشت، نیز در فروردین ١٣٥٤ توسط ساواک به‌قتل رسیده بود.

از نیمه‌ی دوم سال‌های ٥٠ عملیات چریکی عملا رو به افول گذاشت. نقی حمیدیان در کتابش با عنوان "سفر با بال‌های آرزو" می‌نویسد: "سازمان چریک‌ها نیز هرگز نتوانست ضربات نیمه‌ی اول ٥٥  را به‌طور جدی ترمیم کند". به‌هر حال چرخشِ گرمِ چرخ‌هایِ "موتورِ کوچک" نتواسته بود چیزی به نام "موتورِ یزرگ" را روشن کرده و در مسیری معین یعنی "دیکتاتوری پرلتاریا" به‌حرکت درآورد. اگر چه عملیات چریکی و اقدام علیه امنیت رژیم شاه هواداران زیادی در میان دانشجویان، آموزگاران و دانش‌آموزان داشت اما به دلیل فاصله‌ی زیاد بین زندگی دانشجوئی، دانش‌آموزی و معلمی از یکطرف و زندگی و مبارزه‌ چریکی در خانه‌های تیمی از طرف دیگر، توده‌های مخالف حکومت شاه نمی‌توانستند به آن مبارزه به‌پیوندند. در هر حال هرچند "موتور بزرگ" همچنان خاموش مانده بود بود و یا شاید اصلا، آن‌طور که مطرح شده بود، در آن زمان وجود نداشت، اما مخالفت با رژیم شاه و نارضایتی از زندگی سیاسی و اجتماعی در جای جای جامعه آتش زیر خاکستر بود.

Naghi_hamidian

نقی حمیدیان

ددر میان اعضای زندانی سازمان چریک‌های فدائی خلق و زندانیان دیگری که خود را هوادار آن سازمان می‌دانستند، کم نبودند افرادی که به مرور به منتقدین "مشی چریکی" تبدیل گشته و دوباره پرسشِ معروفِ "چه باید کرد" را طرح  ‌کردند. نقی حمیدیان در همان کتاب می‌گوید: "ما در زندان، و هزاران هوادار و علاقمند سازمان در جامعه، با امید و آرزو‌های بزرگ به انتظار ثمر دهی این همه جانفشانی شیفتگان راه آزادی و خوشبختی طبقه‌ی کارگر و زحمتکشان کشور، به سر می‌بردیم. اما انقلاب مطابق نقشه‌ها و تحلیل‌ها و مرحله‌بندی‌های‌مان که آن همه انرژی و عمر (و) وقت صرف آن شد، به‌وقوع نپیوست" (پایان نقل قول). به زبانی دیگر، موتور کوچک موتور بزرگ را روشن نکرد و انقلاب قانونمندی دیگری داشت که "شیفتگان راه آزادی طبقه‌ی کارگر و زحمتکشان" از آن بی‌خبر بودند.

از نیمه‌ی آخر سال ٥٦ سازمان امنیتِ رژیم رژیم شاه در جریان وقایع مختلف، که بهانه‌ی آن توهین به آیت الله خمینی بود، به سرکوب تظاهر کنندگان در مجالس ترحیم پرداخت. روحانیون مخالف حکومت شاه، که در آن موقع تعدادشان هم زیاد نبود، به سازمان‌دهی مجالس ترحیمی پرداختند که در آن از کشته شدگان در تظاهرات تجلیل می‌شد. موجی از این وقایع در قم، تبریز، اصفهان و تهران جاری گردید.

ااز شهریور ماه ١٣٥٧ یعنی زمانی که زندانیان سیاسی هنوز آزاد نشده بودند، موج مخالفت با رژیم شاه دیگر علنی شده بود. وقایع میدان ژاله در ١٧ شهریور ١٣٥٧ و کشتار مردم بی اسلحه توسط حکومت شاه روشن ساخت که آن رژیم دیگر نمی‌تواند به حکومتش ادامه دهد. از شهریور تا بهمن ٥٧، قیامی مردمی تهران و اکثر شهرهای ایران را فرا گرفت. این قیام کنندگاه  نه سازمان‌های سیاسی بلکه دانش‌آموزان، معلمین، دانشجویان و بازاریان بودند. با شل شدن پیچ ومهره‌های حکومت شاه روحانیون و "سازمان‌های غیر چپ" در تهران مثل نهضت آزادی و جبهه ملی با هدف راهبری جنبش به سمت آن‌چه که می‌خواستند نیز پای به میدان گذاشتند. اما مردم قیام کننده خود را در دو طیف مختلف شناسائی کرده بودند. طیف سنتی که به مذهب و رهبران مذهبی گرایش داشتند و طیف غیر سنتی که آزادی از استبداد شاهی، دموکراسی در تصمصم گیری و رفاه همه‌ی مردم را می‌خواستند.

از آذر ماه ١٣٥٧ با تغییر مواضع رژیم شاه زندانیان سیاسی به‌مرور از زندان آزاد گردیدند. اکثر این زندانیان که خبر و تحلیل درستی از اوضاع جامعه نداشتند، آزادی زود هنگامشان را در ابتدا باور نمی‌کردند.

ددر بیرون از زندان هم خبر زیادی از سازمان چریک‌های فدائی خلق نبود. هسته‌های باقی مانده از سال‌های قبل از ١٣٥٥ دیگر فعالیت زیادی نداشتند. یکی از این هسته ها را فرد مبارزی تشکیل داده بود به نام علیرضا اکبری شاندیز. او که در سال‌های اول ١٣٥٠ در محفلی مطالعاتی در مشهد به خواندن کتاب‌های ممنوعه مشغول بود در سال ١٣٥٢ به اتفاق تعدادی از رفقایش در مشهد دستگیر گردید. علیرضا اکبری در زندان مخالف "مشی چریکی" بود و در طیف به‌اصطلاح "سیاسی‌کار" قرار داشت. نگارنده‌ی این نوشته در همان زمان در زندان مشهد بود و در همان طیفی قرار داشت که علیرضا اکبری به آن پیوسته بود. علیرضا اکبری بعد از سه سال محکومیت از زندان آزاد شد و به دلایلی که بر نگارنده روشن نیست در بیرون از زندان به "مشی چریکی" گروید و به ایجاد هسته‌ای چریکی دست زد. او بعد از آزادی زندانیان سیاسی در پائیز ١٣٥٧ به دیدار آزادشدگانی رفت که قبلا  آن‌ها را در زندان دیده بود .

می‌توان تصور کرد که زندانیانی که زود هنگام آزاد شده بودند در بهتی قرار بگیرند. آن‌ها که سال‌ها در زندان شاه بسر برده بودند درک عینی‌ای از جامعه‌ نداشتند. از یک‌طرف انتظار آزادیشان را نداشتند و از طرف دیگر شرایط انقلابی جامعه را به اندازه‌ی کافی نمی‌شناختند. در یک چنین شرایطی دیدار با هسته‌ای به‌جای مانده از سازمان چریک‌های فدائی خلق نعمتی بود عظیم. بر این پهنه، علیرضا اکبری موفق شد بر اساس تجارب، آشنائی و امکاناتی که داشت اعتماد پاره‌ای از "فدائیان قدیم" را به‌خود جلب کند.

با روی کار آمدن دولت بختیار، رژیم شاه به طیف سنتی اجازه‌ی عمل داد و به اتفاق آن طیف به سرکوب طیف آزادی‌خواه پرداخت. ساواک و نیروهای امنیتی کنترل مسجدها و مراکز مذهبی را رها کردند. شبکه‌ی عظیم این مراکز مذهبی به دست روحانیون افتاد. قیام مردم دیگر کانالیزه شده بود. آزادی‌خواهان در ابتدا مقاومت کرده و تظاهرات خودشان را جدا از تظاهراتِ رهبری شده توسط روحانیون، بر پا می‌کردند. اما با رفتن شاه و آمدن خمینی، محصول قیام آن نشد که آزادی‌خواهان می‌خواستند.

با سقوط حکومت شاه در ٢٢ بهمن ١٣٥٧ آزادی‌خواهان برای رسیدن به مطالباتشان یعنی آزادی، دموکراسی و عدالت اجتماعی پافشاری کردند. دانشجویان، دانش‌آمزان و معلمین با برپا کردن اجتماعات، میز کتاب، ستاد و غیره خود را متشکل می‌کردند. اما آن خیل عظیمی که حکومت شاه در مقابلش قرار گرفته بود دیگر وجود نداشت. حالا دیگر این آزادی‌خواهان به مخالفین رژیم تازه تاسیس مبدل شده بودند.

در مبحث سازمان چریک‌های فدائی خلق، علیرضا اکبری شاندیز موفق شد با جمع‌آوری تعدادی از رفقایش به‌اضافه‌ی رفقای آزاد شده از زندان "سازمان فدائیان خلق ایران" را تاسیس کند. تاسیس این سازمان نو ظهور، در دانشکده‌ی فنی دانشگاه تهران، پاسخ به‌موقعی بود به جنبشی که جدا از سازمان فدائیان در گوشه و کنار ایران در حال رشد بود. بخشی از آن آزدای‌خواهانی که در پاراگراف قبلی از آن ها سخن گفته شد خود را هم هویت با سازمان فدائی یافته و به خود لقب "هوادار چریک‌های فدائی" دادند. این "یافتنِ هم هویتی" پایه و اساس تئوریک نداشت و بیشتر بر پایه میزان آشنائی آزادی‌خواهان با گذشته‌ی سازمان فدائیان بود.

arrow

Yahia Rahimi: page | 1 |2 | 3 |4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 |

١٠

 
Hit Counter by Digits