تماس: info@azadsar.com

 

یحیی رحیمی بذر‌افشان انقلاب

Yahia_Rahimi


یحیی رحیمی روز ١٨ اسفند ١٣١٨ در محله‌ "علاف‌خانه" در کرمانشاه متولد شد. پدر او آقای حسن رحیمی و مادرش خانم سلطان سیرانی بودند. آقای حسن رحیمی از راه کار و زحمتی که می‌کشید امرار معاش می‌کرد و در عین‌حال بخشی از خانواده بزرگ رحیمی به کار آموزگاری اشتغال داشت. یحیی نیز پس از گذراندن دوره‌ی دبیرستان، برای  کار آموزگاری به استخدام اداره‌ی فرهنگ استان کرمانشاه در‌آمد و سپس برای تدریس در یک دبستان به شهر نفتِ‌ شاه  در نزدیکی‌های مرز عراق انتقال داده شد. خانواده‌ی رحیمی کُرد است و ریشه در منطقه‌ی کلهُر کرمانشاه دارد و به همین دلیل تا نسل یحیی رحیمی (که نگارنده از آن آگاه است) افراد خانواده در میان خود و هم‌زبانانشان به زبان کردی صحبت می‌کردند.  

یحیی رحیمی در دوره‌ی کوتاه حکومت دکتر مصدق، زمانی که ١۰، ١٢  ساله بود، با مشاهده‌ی چنبش مردمی علیه استبداد و بی عدالتی در جامعه، جذب آن مبارزات گردید و در تظاهرات برای حمایت از ملی شدن نفت فعالانه شرکت می‌کرد. فضای باز سیاسیِ حاصل از آن مبارزات، یحیی را به کنجکاوی بیشتر در مورد اوضاع جامعه کشانید.

بعد از سقوط دولت دکتر مصدق و برگشت دوباره‌ی "شاهِ رفته" به ایران خفقانی سیاسی – اجتماعی جایگزین فضای نسبتا باز سیاسیِ دوران جنبش آزادی‌خواهی مردم ایران ‌گرید. دولتِ سرسپرده به حکومت پهلوی با سرکوب وسیع جنش ضد استبدادی، به دستگیری و کشتار اعضای سازمان‌های سیاسی ‌پرداخت. حاصل آن‌که مبارزین باقی‌مانده از آن سرکوب راهی جز مخفی شدن و فعالیت‌های مخفی برای تحقق آرمان‌هایشان نمی دیدند.

در غیاب یک فضای باز سیاسی، و در شرایطی که اکثر احزاب علنی متلاشی شده بودند، بسیاری از روشنفکران ایرانی که هنوز در خود توان مبارزه با استبداد شاهی را می‌دیدند، عرصه را برای مبارزه‌ی مستقل خود باز یافته  و به فعالیت فرهنگی و ادبی و درعین‌حال مخفی و نیمه مخفی روی‌اوردند. یحیی رحیمی که تا آن زمان جوانتر از آن بود که عضو حزبی بوده باشد، با آرزوی روشنگری مردم، بعد از پایان دبیرستان به شغل آموزگاری روی آورده بود.

یحیی رحیمی از همان دوران دبیرستان سعی می‌کرد در ارتباط با جنبش‌های اجتماعی در کردستان قرار گیرد. به همین منظور او به سنندج می‌رفت و در آن‌جا دوستانی پیدا کرده بود. در همین رفت و آمدها به سنندج بود که او چند بار به مدت کوتاهی در آن‌جا دستگیر و بعد به خاطر سن کم و داستانی که سر هم می‌کرد و به پلیس می‌گفت آزاد می‌شد. اما همین دستگیری‌ها حساسیت دستگاه امنیتی در مورد او را موجب گردید.

YahiaStudent

یحی رحیمی در دوره‌ی دبیرستان

یحیی رحیمی بعد از پایان دوره دبیرستان برای شرکت در کنکور دانشگاه تهران ثبت‌نام می‌کند و روز قبل از کنکور از کرمانشاه به تهران می‌رود. او به‌محض رسیدن به تهران، هنگامی که از اتوبوس پیاده می‌شد در گاراژ توسط ساواک دستگیر می‌شود. این دستگیری مدت ٤٠ روز طول می‌کشد و بعد از آزادی، یحیی که نتوانسته بود در کنکور شرکت کند دو باره به کرمانشاه بر‌می‌گردد. بعد از این واقعه یحیی رحیمی دیگر هیچ‌وقت فرصت و امکان تحصیل در دانشگاه را بدست نمی‌آورد. یک سال بعد از دستگیری در تهران، یحیی به استخدام اداره‌ی فرهنگِ استان کرمانشاهان در‌امد و ابتدا به شهر نفتِ شاه و بعد ها برای تدریس در دبیرستان به قصر شیرین و سر پلِ ذهاب منتقل گردید.

arrow ادامه

Yahia Rahimi: page | 1 | 2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 |

١

 
Hit Counter by Digits