تماس: info@azadsar.com

٢٧

واکنش کومه‌له و حزب کمونیست به نمایش تلوبزیونی دستگاه امنیتی رژیم

ضربات بر تشکیلات تهران کومه‌له و گروه اتحاد مبارزان کمونیست با تمام گستردگیاش نتوانست به دستگیری همه‌ی اعضا و هواداران آن‌ها منجر شود. تا آن‌جا که نگارنده اطلاع دارد تعدادی از اعضا و هواداران کومه‌له موفق به فرار ‌شده و اطلاعات خود از چگونگی دستگیری‌ها را در اختیار کمیته‌ی مرکزی  و کادرهای کومه‌له قرار ‌داده‌اند.

واکنش اولیه‌ی کومه‌له به این ضربات، اعلام آمادگی و پیشنهاد به رژیم برای مذاکره در مورد مبادله‌ی دستگیر شدگانِ تشکیلات تهران با عده‌ای از عوامل سپاه در کردستان بود که نزد کومه‌له زندانی بودند. رژیم جمهوری اسلامی، که به‌قول محسن رضائی (از فرماندهان اطلاعاتی سپاه)، ماه‌ها برای دستگیری افراد تشکیلات تهران نقشه کشیده بود، به پیشنهاد کومه‌له جواب مثبت نداد.

بعد از نمایش تلویزیونیِ‌ای که سپاه پاسداران از حدود ٣٠ نفر از دستگیر شدگان، از جمله سعید یزدیان، عرضه کرد، واکنش اعضا و رهبری کومه‌له نسبت به به‌این زندانیان دستخوش تغییر گردید. با توجه به تاثیر عمیق چنان نمایشی که، در آن مقطع از وقایع کردستان، بر مبارزین می‌توانست گذاشته باشد، می‌توان تصور کرد که رهبری کومه‌له می‌بایست پاسخی به پرسش‌های اعضا و هوادارانش در مورد آن نمایشِ تلویزیونی بدهد. این واکنش پس از مدتی سکوتِ مخفی به نفی و طردِ علنیِ مبارزینِ "به‌نمایش گذاشته شده توسط دستگاه امنیتی رژیم" منجر شد. از آن‌جا که آقای عبدالله مهتدی، دبیر کل کومه‌له بود، قرعه به نام او زده شد. گویا در خرداد سال ١٣٦٢ عبدالله مهتدی طی یک سخنرانی به مسئله "توابین" کومه‌له نیز پرداخته و نشریه شماره ٥ پیشرو با استناد به آن سخنرانی، در مقاله‌ای "١٦ صفحه‌ای" تحت عنوان "خروش انقلاب و زوزه‌ی توابین" در مقابل آن "زندانیان" موضع می‌گیرد.

آن‌چه نگارنده از آن مقاله بیاد دارد، نه نوشته‌ای ١٦ صفحه‌ای بلکه متنی اعلامیه وار بود که در تهران پخش شده بود. احتمالا اعلامیه‌ای که نگارنده در سال ١٣٦٢ دیده است، می‌بایست خلاصه‌ای از آن مقاله‌ی مورد بحث باشد جستجوی نگارنده برای دسترسی به اصل "مقاله ی ١٦ صفحه‌ای"  موفقیت آمیز نبود. با وجود آن‌که این‌جا و آنجا (به‌ویژه در اینترنت) انتقادهای زیادی از آن مقاله صورت گرفته است، که تاریخ نگارش، بیان و یا انتشارشان به بعد از انشعابات در حزب کمونیست ایران بر می‌گردد، هنوز کسی پیدا نشده است که اصل آن را روی اینترنت قرار دهد.
یکی از این واکنش‌ها، انتقاد "ضمنی" منصور حکمت در سمینار تاریخ شفاهی کومه‌له است که در جای دیگری از این نوشته به آن اشاره شده است. به همین خاطر از تکرار آن در این‌جا خودداری می‌شود. در زیر پاره‌ای از واکنش‌ها به آن مقاله، به اختصار، آورده می‌شود.

سال‌ها بعد خانم آذر ماجدی در نوشته‌ای با عنوان "کدام قهرمانی‌گری؟" مینویسد:

" عبدالله مهتدی مقاله ای به نام "زوزه توابین" در نشریه پیشرو بچاپ رساند . بسیاری به او تبریک گفتند. ... یک روز بعد، منصور حکمت (نادر) فراخوان جلسه ای در مقر داد. ... به "زوزه توابین" نقد تندی کرد. گفت که این انسان ها قربانی اند و نه مجرم. گفت که نباید مورد حمله قرار گیرند. تا زمانی که آزاد بودند برای آرمان‌شان جنگیده اند، زمانی که در اسارت هستند شرایط متفاوت است. نباید و نمیتوان آنها را محکوم کرد. باید بورژوازی و رژیم اسلامی را بخاطر چنین جنایتی محکوم کرد" . از آنشب برخورد رسمی سازمان کومه له و پس از آن حزب کمونیست ایران به مقوله تواب و توابیت کاملا دگرگون شد. در حزب کمونیست کارگری هیچگاه شاهد چنین برخورد هایی به کسانی که زیر شکنجه بر آرمان هایشان پا میگذاردند نبودیم . "

کسی باید از خانم ماجدی بپرسد چرا در سال ١٣٦٢ این تغییر موضع  و "برخورد رسمی" کومه‌له و حزب کمونیست را منتشر نکردید. این چه "تغییر برخورد رسمی‌ای" است که در وقت خودش منتشر نشده است؟
البته این پرسش به هیچوجه نفی کار خانم ماجدی نیست. باید از ایشان سپاسگزاری هم کرد که حداقل بعد از ده‌ها سال (به‌هر دلیل) به بیان خاطرات‌‌شان پرداخته‌اند در حالی‌که هنوز تعداد زیادی از کادرهای کومه‌له و حزب کمونیست وجود دارند که در این مورد مهم یعنی حمایت جامع از زندانیان و دفع تاکتیک‌های رژیم برای دلسرد کردن مبارزین سکوت کرده‌اند.

آقای ابراهیم رستمی در مقاله‌ای که مرداد ١٣٩٢ در و سایت آزادی بیان منتشر کرده است، می‌نویسد:
" آقای عبدالله مهتدی در مقاله ای زیر عنوان "خروش انقلاب و زوزه توابین " جنبش چپ را به بیسج شدن علیه زندانیان سیاسی فرا خواند. هنوز هم از بازمانده گان این زنداینان عذر خواهی نکرده است، بیان نکرده است که چرا در کنار ج-اسلامی برای خورد کردن شخصیت و کرامت این قربانیان اینجنین فکر کرده است".

رحیم محمودی در مقاله ای با عنوان نگاهی کوتاه به "پنج سال با عبدالله مهتدی"  خطاب به عبدالله مهتدی می‌نویسد:

" درخرداد 1362 جزوی 16 صفحه‌ای با نام زوزه توابین و خروش انقلاب نوشتید و نام و نشان این رفقای جان باخته‌ را از صفوف کومله‌ بطور کلی پاک کردید.اکنون که‌ تکنولوژی همە گیر شده‌ و میدانیم برای رژیمی مثل جمهوری اسلامی کار بسیار سادەتر است کە یک زندانی را جلو دوربین قرار دهد و زندانی آزاد صحبت کند اما در واقع با قرار دادن صدای شخص بر روی فیلم در جهت نابودی جنبش کردستان حرفهای مورد نظر خودرا مونتاژ کند. همه‌ کس سعید معینی نمی شود . ‌ رژیم براین آگاه‌ بود شکستن صدای مبارزین از درون زندان به‌ بیرون زندان میتواند مردم را دلسرد کند و روحیه‌ نیروهای خودی رادر مقابل پیشمرگان بالا ببرد و ادعا کند ،کومه‌له‌ایهای که‌ شماها آنقدر ازشان می ترسید، ببینید چقدر ضعیف ظارهرمی شوند . بخشی از این عزیزان اعدام شدند بین انقلاب و ضد انقلاب سر گردان و به‌ حساب نوشته‌ شما معلوم نیست در چه‌ راهی‌ جانباختند" .

رشاد مصطفی سلطانی در مقاله‌ی "یادواره‌ی مارکسیست محبوب صدیق کمانگر" نوشته است:

"هنگامیکه‌ دکتر سعید یزدیان و رفقایش در افت و خیز های مبارزات و درتشکیلات مخفی اسیر گشتند،انتظارات در سطح معقولی نبود .  آنها شکنجه‌ های کمر شکن و طاقت فرسا را در سیاه‌ چال ها و زندان های جمهوری اسلامی تحمل کرده‌ ومقاومت نمودند. بدون تردید تحمل انسان ها، با هر تفکری در برابر شکنجه‌ ، مرز نا محدودی ندارد .  زندانبانان و شکنجه‌گران اسلامی دکتر سعید یزدیان را بطور وحشتناکی آزار و شکنجه‌ دادندو سپس تیربارانش کردند " .

 

واکنش محمد یزدیان به نمایش تلویزیونی سپاه در سال ١٣٦١ و ١٣٦٣

مدتی بعد از نمایش تلویزیونی سپاه، دو نفر از دوستداران محمد و سعید یزدیان برای دیدار با محمد و مطمئن شدن از سلامتی‌اش به کردستان سفر می‌کنند. این افراد که هیچگاه سیاسی نبوده و با ادبیات سیاسی نیز آشنائی نداشتند و تنها به خاطر دیدار او به کردستان رفته بودند، در کمال تعجب متوجه می‌شوند که محمد و تعدادی از رفقای دیگرش بدون توجه به احساسات آن‌ها نسبت به سعید، به او توهین می‌کنند. مدتی بعد نگارنده در نامه‌ای به محمد، به او تذکر می‌دهد که رنج‌دادن کسانی که با تحمل سختی‌ها برای دیدارش آمده بودند و توهین به سعید در حضور آن‌ها کار درستی نیست و او و رفقایش بدون داشتن آگاهی کافی نمی‌توانند در مورد سعید تنها به قاضی رفته و او را محکوم تمایند. بیان این واقعه‌ی کوتاه به این‌خاطر  است که واکنش محمد یزدیان (در نامه‌ی زیر) در مورد سعید بیشتر روشن شود. در سال ١٣٦٣ محمد یزدیان، مدت کوتاهی قبل از کشته شدنش، نامه‌ای برای یکی از آشنایانش فرستاد که در آن به‌برخورد "غلط" خود در دیدارش و همچنین به "اشتباه کومه‌له" در قضاوتش در مورد سعید اشاره می‌کند. متن این نامه، با حذف نکاتی، در زیر آورده می‌شود:

"با تقدیم گرمترین درود های انقلابی. امیدوارم حالت خوب و روحیه‌ات قوی باشد. من حالم خیلی خوب است و مصمم‌تر از همیشه به مبارزه ادامه می‌دهم. خیلی متاسفم از این‌که مدت زیادی است با هم ارتباط نداریم با این‌حال من قلبم پیش شماست و ... .
باری، مدتها پیش، اواخر پائیز و زمستان پارسال یک نامه از طرف کسی‌که از او خواسته بودم برایم نامه بنویسد (اشاره‌ی محمد به نگارنده است)، نوشته بود، و بخشی از نامه به برخوردهای غلط من به شما و هم‌چنین چند نامه‌ای که برای‌تان نوشته بودم، اختصاص داشت. در نامه آمده بود که دیگر برای شما نامه ننویسم و مزخرفاتی را تحت عنوان نظراتم برای شما بیان نکنم و ... . لحن نامه تند بود و نویسنده به حق و به‌جا به من برخورد کرده بود که تا مدتها به بد رفتاری با شما فکر کرده وپشیمان و ناراحت بودم.

کسی که من از طریق او ییغام و نامه برای شما می‌فرستادم برخوردش با من سرد شده بود و من این‌طور احساس کردم که دیگر درست نیست از طریق او اقدامی برای ارتباط با شما بکنم. می‌دانستم که از طریق .... می توانم با شما ارتباط بگیرم ولی کسی نبود که ارتباط من را با .... وصل کند. به‌ هرجهت  این اواخر موفق شدم، که حتما شما هم از جریانش مطلع هستید.

چند روز پیش خبر شهادت دکتر (سعید یزدیان) را از .... شنیدم، براستی مرا متاسف کرد و قلبم را به درد آورد. هرچند که شهادتش برای خود او نقطه‌ی پایان رنج و شکنجه مداوم جلادان بود، برای ما درس جدیدی در بر داشت از مقاومت قهرمانانه‌، از پای‌مردی و از تحمل آن همه تهمت و شایعاتی که به او نسبت دادند. من خودم از برخوردهائی که به او کردم متاسف هستم و به سهم خودم در این رابطه مقصر. .... .
اما مساله دیگر این‌که، کارهائی که ما در رابطه با رفع سوء تفاهم در مورد او کرده و خواهیم کرد را با .... صحبت کرده و تصمیم گرفتیم، که خودش با شما در این‌مورد صحبت خواهد کرد و لازم نیست من در این‌جا به آن‌ها اشاره کنم".

arrow ادامه

Saeed Yazdian: page | 1 |2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 | 11 | 12| 13 | 14 | 15 | 16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 | 25 | 26 | 28 | 29 | 30 |

٢٧

 
Hit Counter by Digits