تماس: info@azadsar.com

arrow ٢٠

ضربات گسترده به تشکیلات تهران کومه‌له

سعید یزدیان در آبان ١٣٦١، از طریق نگارنده، به گروه بهروز نابت اطلاع می‌دهد که یکی از رفقای آن ها که در گذشته با افراد گروه بهروز نابت در ارتباط بوده، دستگیر شده و می‌بایست اطلاعات فرد دستگیر شده خنثی گردد.

حوالی دهم آبان ١٣٦١ سعید به بهروز نابت اطلاع می‌دهد که طیب روح‌اللهی (عضو کمیته‌ی مرکزی و مسئول تشکیلاتِ تهرانِ کومله) و همسرش دستگیر شده اند. طیب روح‌اللهی که در غیاب سعید یزدیان رابط کومه‌له با گروه بهروز نابت (در تهران) بود می‌توانست اطلاعاتی از آن‌ها داشته باشد. بهروز نابت خود در شهریور ١٣٥٩ از زندان پاسداران اسلامی در تهران فرار کرده بود و از آن به بعد مورد حساسیت زیاد دستگاه امنیتی رژیم قرار داشت. در همین‌جا باید متذکر شد که طیب روح‌اللهی در بازجوئی‌هایش موجب هیچ خطری برای گروه بهروز نابت نگردید.

بعد از دستگیری طیب روح‌اللهی و همسر او ایران خاکسار کومه‌له تصمیم گرفت که سعید یزدیان از تهران خارج شده و به کردستان برگردد. اما موقعیت سعید در تشکیلات تهران و بخصوص آشفته‌گی های تشکیلاتیِ حاصل از دستگیری طیب این امکان را نداد که سعید یزدیان بلافاصله تهران را ترک کند. او می‌بایست روابط تشکیلاتیش را در زمانی کوتاه منتقل کرده و تا آن‌جا که می‌تواند تبعات دستگیری طیب را سر و سامان دهد. بنا بر این در فاصله‌ی نیمه‌ی اول تا روز ٢٢ آبان ١٣٦١ که سعید یزدیان دستگیر شد او مشغول انجام امور سازمان‌دهی تشکیلات بعد از دستگیری طیب بود و مقدمات سفرش به کردستان را فراهم می‌کرد.

روز شنبه ٢٢ آبان سال ١٣٦١ تشکیلات تهران کومه‌له زیر ضربات سنگین نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی قرار گرفت و سعید یزدیان در تهران دستگیر گردید. در این رابطه نه کومه‌له و نه بعدها حزب کمونیست ایران هرگز مسئولیت بیان وقایعی که منجر به ضربات بر کومه‌له و تلاشی تشکیلات تهران کومه‌له گردید را نپذیرفت و هنوز هم بعد از ٣١ سال در مورد جمعبندی نکردن ضربات تشکیلاتی، بدهکار مردم ایران و به‌خصوص خانواده‌هائی است که عزیزانشان توسط جمهوری اسلامی زندانی و به‌قتل رسیده اند. انشعابات و جدائی‌های بعدی در کومه‌له و حزب کمونیست ایران ذره‌ای از مسئولیت تمامی کادر‌های آن‌ها کم نکرده و نخواهد کرد.

 

بهنام رضائی جهرمی

در غیاب سکوت کومه‌له و حزب کمونیست ایران از جریان تلاشی تشکیلات تهران "شایعات"، "قصه‌پردازی" و "داستان‌بافی" جای بیان درست وقایع را گرفته اند. و در این بین دستگیر شدگان و به‌قتل رسیدگان دارند تاوان ارتقایِ تشکیلاتی دستگیر نشدگان را می‌‌پردازند. این سکوت رنج‌آور رهبران کومه‌له، حزب کمونیست ایران و تمام سازمان‌های منشعب شده‌ از آن تا آن‌جا دردناک شده است که در سال ١٣٩٢ (آپریل ٢٠١٣) یک کُرد ایرانی، که خود را کادر استخدامی اداره‌ی اطلاعات سپاه پاسداران جمهوری اسلامی و در عین حال هوادار کومه‌له معرفی می‌کند، در کتابی به بیان وقایع مربوط به کومه‌له و نقش "ویژه‌ی" خود در کومه‌له پرداخته است. حالا کسی باید بگوید: خانم‌ها و آقایان، پرلتاریا و ١٨ برومر پیشکشتان، حداقل وقایع تاریخی سازمان‌تان را بیان کنید. ای کسانی‌که صاحب قلم‌ید، به‌جای فحش دادن به‌یکدیگر، حرفی بزنید، جوابی برای سوالات پاسخ نداده شده پیدا کنید. شاید تا کنون هیچ سازمان و حزب ایرانی‌ای به اندازه‌ی کومه‌له و حزب کمونیست ایران (و انشعاباتش) انتشاراتی با این حجم عظیم نداشته است. اشکال در نتوانستن نیست، مسئله نپذیرفتن مسئولیت است.

در مورد فهم چگونگی دستگیری سعید یزدیان، نگارنده از سه منبع استفاده کرده است. دو منبع از امکانات خود نویسنده و منبع سوم قسمتی از مقاله‌ی آقای ایرج مصداقی در مورد بهنام رضائی است. از آنجا که اطلاعات کسب شده از منبع اول با روایت آقای مصداقی هم خوانی دارد، قسمت مربوط به دستگیری سعید یزدیان در آن مقاله در زیر عینا آورده می‌شود. منبع بعدی نگارنده محمد یزدیان عضو تشکیلات تهران کومه‌له بوده است که در جای دیگری از این نوشته به او مفصل‌تر پرداخته خواهد شد. اما روایت آقای ایرج مصداقی: (برای خواندن کل مقاله این‌جا را کلیک کنید)

   "بهنام (رضائی) در روز ۲۲ آبان ۶۱ به خاطر سهل‌انگاری و عدم رعایت اصول تشکیلاتی به همراه سعید یزدیان در خانه‌ای که در خیابان فلاح تهران داشتند دستگیر شد. مهدی حقیقت پناه لیسانسیه هنرهای دراماتیک و زندانی سیاسی دوران شاه و یکی از اعضای کومه‌له چند روزی بود که در کارخانه دستگیر شده بود و تشکیلات از دستگیری او با خبر بود. وی پس از چند روز در حالی که تصور نمی‌کرد بهنام در خانه مانده باشد آدرس منزل وی را می‌دهد. سعید یزدیان عازم کردستان بود و وانت نیسانی را هم به منظور پیش‌برد کارهای تشکیلاتی برای بهنام تهیه کرده بودند. این دو به پیشنهاد بهنام برای خوردن نهار عازم خانه‌ی بهنام می‌شوند که پیشتر از طرف نیروهای رژیم به محاصره درآمده بود. به محض ورود این دو به داخل خانه، پاسداران به داخل خانه هجوم آورده و کلت را روی سر هر دو می‌گذارد و در حالی که مأموران فریاد می‌زنند که این‌ها مواد فروش هستند این دو را به همراه همسر بهنام که در سال ۵۸ با او ازدواج کرده بود دستگیر و به داخل ماشین می‌آورند".

 

Amin_Ranjbar

محمد امین رنجبر

 

arrow ادامه

Saeed Yazdian: page | 1 |2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 | 11 | 12| 13 | 14 | 15 | 16 | 17 | 18 | 19 | 21 | 22 | 23 | 24 | 25 || 26 | 27 | 28 | 29 | 30 |

٢٠

 
Hit Counter by Digits