تماس: info@azadsar.com

arrow١٤

شما اول به دنبال ارائه آلترناتیو بودید و به دنبال آن، تحلیلتان را در برنامه راجع به جامعه ارائه دادید. یعنی اهداف سیاسی مقدم بر اهداف اجتماعی بود. ما این را می گوئیم که شما بر پایه وجود همین پیشمرگه های کردتان عمل کردید. شایعاتی را که شما راه می اندازید که کومه‌له شخصیت مستقلی دارد. و این که شاید یک دفعه از فردا کومه‌له در تهران گل کند، دلخوش کنک توده‌های تشکیلاتی‌تان است. همان طور هم حزب رنجبران بالاخره کنار خسرو خان قشقائی گل کرد و نمی‌توانست در کارگران تهران گل کند. فکر می کنم شما راجع به این مسئله تفکر عینی داشته باشید. برعکس وقتی فدائیان اکثریت "اشتباها" در صف صیادان آزاد انزلی و در صف دهقانان بومی ترکمن صحرا قرار گرفتند توانستند خودشان را از دنباله روی آن آزاد کنند و به پایگاه واقعی خودشان آپارتمان‌های کارمند نشین پایتخت برگردند. شما برازنده و متکی بر توده های‌تان با هم حرکت می‌کنید. و فقط به این روش ماتریالیستی می توان حرکت گروه‌ها و حزب ها و جبهه های مدعی مارکسیسم، کمونیسم، سوسیال دموکراتیسم را در جهان و مثلا در لبنان و کامبوج توضیح داد. و این قوانین جهان شمول نباید "مال من" و "من را" استثنا کند. بلکه با فرض گویا خیانت بودن حرکت آقای روحانی مقوله اعتقاد به مارکسیسم را بتوان پاک و منزه نگهداشت. خیل عظیم کسانی مانند: اشمیت، گلدامیر و ... تا موسولینی و برژنف صف طویلی را تشکیل داده اند که مقوله اعتقاد به مارکسیسم را از سکه می‌اندازد. درست است که شما توده‌های‌تان را آموزش می‌دهید ولی این آموزش شما به کدام مارکسیسم مربوط است. آیا در آن نقل قول ها، خودتان هم نمی توانید تناقض پیدا کنید؟

 با توجه به این حرفهاست که ما بیشتر از هرچیز دیگر سیستم خودمان را در حرکت های اجتماعی در آن بالا، در تئوری دادن جستجو نمی کنیم. گویا سهم ما تئوری دادن باشد و سهم شما تغییر کردن. ما در آن شیئی اجتماعی که با آن سروکار یافته ایم خودمان سعی می‌کنیم تغییر بوجود بیاوریم. و این چیزی است که شما به کوته بینی آمپریستس تعبیر می کنید. یک جائی، کسی باید توده را تغییر بدهد و ما از این شروع کرده‌ایم. از سوی دیگر یعنی از جنبه تئوریک مطلب، ما دو دسته تئوری داریم که البته به هم مربوطند. ولی باید از یکدیگر تفکیک شوند. یک دسته تئوری‌های رهنمود حرکت خودمان است و یک دسته تئوری‌هائی است که از حرکت عینی کارگران فهمیده ایم. در آغاز کار تئوری‌های ما به دسته اول (رهنمود های خودمانی) محدود می شد و ما حق نداشتیم این حرف های ذهنی دل خودمان را، این ذهنیات خودمان را تعمیم دهیم و برای تئوری انقلاب به خورد دیگران بدهیم. هر چند شما و دیگر رفقا به اندازه کافی از آن با خبر بوده‌اید که به قول خودتان با آن مرز بندی داشته باشید. دسته دوم تئوری‌هائی که از حرکت عینی کارگران فهمیده ایم –این تئوری ها را باید بر پایه حرکت کارگران بگوئیم و نه بر پایه ذهنیت های قدیم‌‌مان، یعنی درست بر عکس رفقای به نظر نا ذهنگرائی که ماهیت عین را در تجربه و خطای ذهنیت خود جستجو می کنند. این تئوری های دسته دوم به نظر ما تئوری انقلابی است. ما نخواسته ایم به شیوه سوسیالیست‌های تخیلی، یک تئوری بدهیم و بعد به پراتیک به پردازیم. شیوه ذهنی‌ای که شما هم برای تحلیل ها به کار می‌برید و فقط به کار تغذیه توده‌های کادر (کارمند) تشکیلاتچی می‌آید. از این رو شما به درستی ما را از موضع خود به بی پرنسیبی تشکیلاتی متهم می کنید. لغت فارسی اش بی شرفی تشکیلاتی است یعنی تا وقتی که کار تئوریک روال خود را نیافته، کار تشکیلاتی هم، جاری نیست و در نتیجه ما تغییر تشکیلاتی و به قول شما بی شرفی تشکیلاتی داریم. آن تئوری‌های دسته اول –رهنمود های خودمان- هم گام با تشکیلات باید تغییر کند و به نظر ما درست در مرحله فعلی و پیشین نباید ملاک حرکت قرار گیرد بلکه تئوری های عینی باید ملاک باشند. جدل باصطلاح شما مبارزه ایدئولوژیک و به نظر ما تفتیش عقاید بشیوه‌ای مکتبی که از هستی خرده بورژوائی شما و مدعیان عقیدتی مارکسیسم بر می خیزد، این ذهنیات دسته ی اول را واقعی می شناساند و ورشکستگی تمام گروه‌های خطوط عقیدتی حداقل ذهنگرائی و بی‌پایگی آن ها را می‌رساند .

مقوله کشف تئوری از عین و بیان آن بر پایه حرکت جاری کارگران در ضمن آن شرکت در مبارزات آنان و تشکل به اتفاق آنان، در چهارچوبه های ذهنی رفقای خط ٣ و شما اختلاطی می یابد که گویا ما به اتفاق پرلتاریا صحبت خواهیم کرد. در صورتی که ما هیچگاه نگفته‌ایم تا وقتی شعور کارگران به شعور حزبی نرسیده باشد سخن نخواهیم گفت. هر چند شما می دانید که یکی از خصلت های حرکت ما از همان آغاز تفکیک کار سندیکائی و کار حزبی از یکدیگر بوده است .

ما اصلا درست نمیدانیم که بگوئیم شما واقعیت را تحریف کرده اید و عربده بکشیم که یک رگه از ذغال مثلا اکونومیسم کشف کرده‌ایم تا چند تا الماس کادر تشکیلاتی از آن تور کنیم. زیرا این ها بحث‌هائی ذهنی هستند .

ما به هیچوجه به کارهای درونی شما اعتراض نخواهیم کرد. اما رویش فکر می کنیم. دلسوزی ما برای توده های تشکیلاتی یا فلان عضو مرکزیت شما نیست. همان طور که برای واقفی و لباف هم دلسوزی نکرده‌ایم. ولی در زمینه عینیات مثلا با "خلع ید" در اصلاحات ارضی متکی به تئوری‌های عینی بر خورد خواهیم نمود. مثلا به نظر ما اصلاحات ارضی با ایجاد فضای خود معیشتی گسترده‌ای در سطح خرده بورژوازی خیلی کوچکی، دهقانان به مراتب بیشتری نسبت به تولید فئودالی را به زمین وابسته کرد. موج مهاجرت دهقانان بعد از اجرای اصلاحات ارضی کم شد و سپس از این به بعد به عنوان کارگران کوره و ... دوباره آغاز شد. در حالیکه مارکس در بخش های آخر کاپیتال جلد ١ راجع به "خلع ید" گزارش دارد که از باب یک قلم ٢٢* هزار خانوار را به امان بورژوازی به شهر روانه می‌کند و یا ١٦ خانوار زمین‌ها را به دامداری می‌سپارند. شما اصلاحات ارضی را گذاشته اید پرلتریزه شدن در صورتی که مطلب درست عکس آن است. البته این مقوله خرده دهقانی به دلیل تشدید مبادله‌ی کالائی به گسترش نظام سرمایه داری به شیوه اصلاحی کمک می‌کند. ولی اگر این بورژوازی تجاری انباشت را کم انجام می دهد در آن شکل انگلیسی بورژوازی صنعتی به انباشت می پردازد. (پانوشته: * در این ارقام غلو کرده ایم. درست آن را در صفحه ١٦٢ کاپیتال جلد اول پیدا کنید)

ولی ما این تئوری‌ها را نه برای تغذیه ذهنگرائی‌های گروه‌های روشنفکری بلکه برای کار ارتقاء شعور اجتماعی کارگران باید ابراز کنیم. این تئوری‌ها نه برای به اصطلاح جاری آن مبارزه ایدئولوژیک بلکه حرکت جاری نیروی کار ابراز شود. البته ما در مبارزه ایدئولوژیک به سبک خود با شما کوشش خواهیم داشت که بر پایه آن حرکت کارگری –و نه در سطح آن- و بر پایه حرکت عینی شما –و نه در سطح آن- به وحدتی سیاسی علیه رژیم و شاید نظام فعلی برسیم. البته شما می‌دانید که ما هنوز توان مربوط کردن حرکت عینی و ذهنی شما را موکول به درک خودمان از ماده اجتماعی مورد بحث خود نموده‌ایم. ولی این مانع از آن نمی‌شود که طرفدار برقراری رابطه سیاسی در همین وضعیت موجود با شما نباشیم. چون ما شما را حداقل به عنوان یک نیروی ضد رژیم و موجود قبول داریم. ولی شما برقراری رابطه سیاسی را موکول به تفتیش عقاید ما راجع به برنامه تان یا وارد شدن در ذهنیگرائی‌های مشابه می‌کنید. در صورتی که ما حداقل به عنوان "آلترناتیو جنبش کمونیستی" حضور داریم. و اغلب به عنوان شیطانک جنبش در دسترس رفقا می باشیم. ما مجبوریم شما را در برابر این سوال قرار دهیم که نیروی دیگری حاضر است با شما در مسائل سیاسی همکاری کند بدون آن که هوادار یا عضو شما باشد. و یا حتی به قول شما کمونیست باشد. به زبان ما، ابزار تولید و نیروی مولده و نیروی کار ما مال خودمان، کالاهائی را که برای مبارزه می سازیم حاضریم در اختیار شما قرار دهیم. شما هم جنس های تان را به ما بدهید ولی خیال نکنید که ما حتی باید به شما جواب بدهیم و شما از کارهای ما به عنوان کاغذ توالت استفاده کنید".

سعید یزدیان: " ما خیلی وقت پیش یک جمعبندی از رابطه‌مان با گروه‌ها کردیم. با همان جمعبندی به شما هم گفتیم نشست های این طوری را تائید نمی‌کنیم. یعنی در حقیقت اگر شما هم نخواهید ما می خواهیم به شما تحمیل کنیم که نظرات ما را نقد کنید. اگر پلمیکی می خواهیم داشته باشیم چیزی است که باید توی نشریات بیاید. و اگر چیزی می دانید باید بنویسید و به ما بدهید. اگر برای ما مسئله بود جواب می دهیم و اگر نبود نمی دهیم. توی این "پیشرو"ی که اخیرا درآمده دو مقاله یکی برخورد با اقلیت و دیگر با آن‌هائی که نشسته‌اند تئوری در بیاورند یعنی آکادمیسین ها .

بنا بر این رابطه ایدئولوژیک می تواند در سطح نوشته های مدون وجود داشته باشد. نشریات علنی را به همان صورتی که در سطح تشکیلات پخش می‌شود، پخش می کنیم. در درجه اول در اختیار کارگران پیشرو و سپس در اختیار گروه ها قرار می‌دهیم .
از نظر کار توی کارخانه، سعی ما این است که کارگران پیشرو را متشکل کنیم. جریان مارکسیسم انقلابی، هر کارگر پیشرویی که برنامه و اساسنامه را بپذیرد توی حوزه‌ها یش عضو گیری می‌کند. در آن رابطه می تواند از بچه‌های شما هم باشد و یا از بچه های دیگر. یعنی آن دلسوزی که شما ندارید و توده های تشکیلاتی ما را جلب نمی‌کنید، ما داریم. ما فکر می کنیم هر کارگر پیشرو را باید در حوزه‌های حزبی متشکل کرد .

کار دیگری که ما داریم، تلاش در جهت ایجاد تشکل های غیر حزبی است که ما بشکل شورای واقعی فرموله کرده ایم. شرکت عملی در مبارزات کارگری برای کسب رهبری آن مبارزه. در این رابطه همان طور که در قطعنامه‌ها وجود دارد و اتحاد مبارزان کمونیست بعدا تکمیل ترش کرده با کارگرانی پیشرو که هنوز کمونیست نیستند برنامه داریم در یک تشکلی که کمیته انقلابی نام دارد سازماندهی شان کنیم. مهم نیست که این کارگران جزء چه جریانی باشند. یا با کارگران اپوزیسیون. با مجاهدین هم می توانیم اتحاد عمل های مشخص داشته باشیم. در ضمن سعی می کنیم آن ها را به حوزه‌های کمونیستی جلب کنیم در نتیجه اگر در یک کارخانه معین بچه‌های جریان شما باشند ما در آن جا به پای یک اتحاد عمل می رویم. آن جا اتحاد عمل می تواند مادیت داشته باشد .

در زمینه رابطه گروهی ما فرموله کردیم و گفتیم که یکسری روابط در زمینه‌های رساندن نشریات، رساندن اطلاعات و اخبار، تدارکات، جعل و غیره می‌توانیم با هم همکاری داشته باشیم و فکر می‌کنیم در این سطح رابطه می تواند ادامه داشته باشد .
میتوانیم پلاتفرم معین داشته باشیم که در فلان کارخانه معین سر فلان کار معین اتحاد عمل داشته باشیم. (پیشنهاد می کنیم رفقائی که ارتباطات مشخصی با کارگران هوادار "مارکسیسم انقلابی" دارند ابراز نظر کنند)

حالا چرا ما این رابطه را با شما تا کنون به طور ویژه‌ای نگهداشته ایم، صرف نظر از بینش‌های رویزیونیستی که در میان شما هست مثل قبول نداشتن اصول عام و صرف نظر از التقاطات پوپولیستی. از آن جا که شما توی طبقه کارگر کار می کنید، بدون برنامه و طبعا به شیوه‌ی اکونومیستی، و از آن جائی که فکر می کنیم جریان اکونومیستی با دید محدودش در شرایطی که ما توی طبقه رشد می کنیم، می توانیم در مبارزات طبقه نقشی داشته باشیم و کمیته‌های کارگری داشته باشیم. خیلی از شما ها را در آینده می توانیم جذب کنیم. یعنی آن مسئله پیوند را حل کنیم. ما خیلی از اکونومیست ها را جلب خواهیم کرد. به همین دلیل رابطه ما با شما نزدیکتر است تا با "رزم انقلابی" یا "کمیته انقلابی مارکسیست لنینیست ها " .

به خصوص برداشت من این است که نشریات ما را شما در اختیار توده‌های تشکیلاتی‌تان می گذارید. من فکر می‌کنم ما می توانیم روابط بیشتری هم داشته باشیم. شما می توانید رشد ما را در طبقه ببینید .

arrow ادامه

Saeed Yazdian: page | 1 |2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 | 11 | 12| 13 | 15 | 16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 |25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 |

١٤

 
Hit Counter by Digits