تماس: info@azadsar.com

arrow١٣

سعید یزدیان: "راجع به این که چه نیروئی آلترناتیو است، قدرت چگونه تغییر می‌کند، الان حرفی ندارم. ما در نشریات رسمی گفته‌ایم. پیشرو ٣ و قطعنامه کنگره. و من هم به آن ها معتقدم .

شما با یک دید عقب مانده‌ای به مجاهدین نگاه می کنید. یک چیز قومی می‌بینید، در گیری این قوم با آن قوم. بالاخره هم نگفتید مجاهدین از نظر طبقاتی چه هستند. این که به قول شما "توده های حزب اله می افتد توی دامن مجاهدین" یعنی چه؟ ما بطور صریح شورای ملی مقاومت را یک آلترناتیو بورژوائی و مجاهدین را یک نیروی خرده بورژوائی می‌دانیم. اگر آن ها قدرت را به دست بگیرند یک دولت بورژوائی را سر کار خواهند آورد و سرمایه را نمایندگی خواهند کرد. و در نتیجه آن دموکراتیزم نا پیگیر و آن لیبرالیسم نیز نخواهد ماند و آن ها هم دست به سرکوب خواهند زد. یک چنین تحلیلی هم راجع به کومه‌له توی حرف های شماست. کومه‌له هم به اعتبار حرف‌های شما نماینده توده‌های مادون سرمایه داری قوم کرد است. یک چنین تحلیلی غیر دیالکتیکی است. یعنی به اعتبار این که چه کسی با کومه‌له است کومه‌له تحلیل می شود. برای شما کومه‌له، ایدئولوژیش مهم نیست، شما مقوله نمایندگی سیاسی و فکری طبقه را از دستور خارج کرده‌اید و حتی به یک تجرید کوچک هم نمی‌رسید. این دقیقا از یک دید پراکسیستی و آمپریستی محدود شما ناشی می‌شود. و در ادامه اش این می شود که کومه‌له می خواهد برتری قوم کرد را بر سایر اقوام ایران تامین کند و هدف مبارزه اش این می‌شود. در صحبت های شما سیاست برای کومه‌له مهم است نه ایدئولوژی، و در نتیجه کومه‌له به پراگماتیست بودن متهم می‌شود، که گویا برای تثبیت موجودیت خود در توده‌های کرد و گاهی توده‌های تشکیلاتیش تلاش می کند. در صورتی که تمام تاکتیک‌های ما بطور کلی تاکتیک منتج از یک ایدئولوژی است. تاکتیک‌های ما استنتاجی است از برنامه‌مان. البته دید شما از برنامه کاملا غلط است. شما برنامه را تاکتیک می‌دانید در صورتی که ما برنامه را تئوری‌های عام مارکسیسم لنینیسم در شرایط خاص ایران می‌دانیم. برنامه‌ی ما هدف نهائی ما را تعیین می‌کند، جامعه سرمایه‌داری را نقد می کند، هدف نهائی آلترناتیو بودن و کسب قدرت را تعیین می‌کند. و به این ترتیب حتی از کومه‌له، از مبارزات دموکراتیک و از انقلاب دموکراتیک فراتر می‌رود. برنامه تاکتیک نیست .

ما ایدئولوژی را از دستور خارج نکرده‌ایم ما با همان ایدئولوژی و برنامه‌ای که داریم الان هزاران نفر را داریم آموزش می‌دهیم. از پیشمرگان تا هواداران تشکیلاتی و غیر تشکیلاتی و توده‌ها، از طریق رادیو و نشریات. البته هدفمان برای تمام ایران است .
این که بحث روی ٨ ساعت کار باشد و کسی روی اصول حرف نزند ما این اصول را حتی از کنگره ٢ رویش بحث کرده‌ایم. پیش نویس مشترک مورد بحث قرار گرفت، نظرات تشکیلات مورد تحلیل قرار گرفت و چیزهای درست برنامه را اصلاح و تکمیل کرد. برنامه به وسیله‌ی کنگره ای به نام کنگره ٣ تصویب شد و از این به بعد ما بر اساس این برنامه تبلیغ خواهیم کرد. ترویج، عضوگیری، سازمان دهی ...(وغیره) خواهیم کرد. شما به این می‌گوئید تحجر، در حالی که به نظر من آن چه که شما می گوئید بی پرنسیپی است و همان سیال بودنی است که شما تئوریزه اش می‌کنید. با این دید باید بگوئید سوسیال دموکراسی روسیه هم وقتی برنامه داد متحجر شد یعنی برنامه داشتن مساوی با تحجر خواهد شد .

شما می گوئید "کومه‌له سرباز صفر می خواهد" برعکس، ما کمونیست‌هائی را می خواهیم که بتوانند مبارزه طبقاتی کارگران و توده‌ها را چه در کردستان و چه در ایران سازمان‌دهی و رهبری کنند. درست به این اعتبار که کارگران و زحمتکشان کردستان در راس مبارزه دموکراتیک کردستان باشند. برنامه‌ی خود مختاری، این دید امپریستی و محدود شماست که چون می‌بینید الان کومه‌له در کردستان نفوذ دارد فکر می‌کنید در آینده هم می‌خواهد قوم کرد را در ایران به حکومت برساند. طبعا این نظر وقتی می شکند که نمی تواند تحلیل کند که کومه‌له نه به‌مثابه کومه‌له بلکه داخل حزب کمونیست ایران بتواند توده های کارگر و زحمتکش را در سراسر ایران سازمان‌دهی کند. حالا اگر یک روز پرلتاریای خارج از کردستان قدرت بیشتری داشت و کومه‌له در آن نفوذ بیشتری کرد خواهید گفت کومه‌له می خواهد فارس‌ها را بر کردها مسلط کند. همین بینش است که می گوید پشتوانه کومه‌له فقط تفنگ است. در صورتی که تفنگ ابزاری است برای متحقق کردن خواست‌های یک طبقه‌ی مشخص. پشتوانه‌ی ما قبل از تفنگ ایدئولوژی ماست. اگر کومه‌له در کردستان هم نبود و به مثابه یکی از همین اجزای جنبش کمونیستی بود، اگر به این برنامه می رسید، بازهم محق بود برای ایجاد حزب کمونیست اقدام کند .

این که ما به طور اراده گرایانه می خواهیم به آلترناتیو تبدیل شویم، به نظر من مسئله اراده گرایانه نیست. هر نیروی سیاسی در رابطه با طبقه اش باید مسئله‌ی کسب قدرت برایش مطرح باشد. و ما عزم می کنیم که باید طبقه کارگر و کمونیست‌ها آلترناتیو شوند. یعنی مبارزه می کنیم برای چنین امری. دلیلی را که شما دارید در مقابل این تبدیل شدنتان به توده های عادی کارگری در کارخانه است. - این ها بر طبق برداشت هائی‌است که از بحث‌های شما دارم – ولی ما می خواهیم پیشروان کارگری را سازمان‌دهی کمونیستی بکنیم و مبارزه کنیم برای این که توده‌های کارگری در تشکیلات توده‌ای غیر حزبی متشکل شوند و از این طریق به آلترناتیو پرولتاریا به آلترناتیو علیه بورژوازی تبدیل شود .

راجع به دو طبقه بودن جامعه به پرولتاریا و بورژوازی و این که "پوپولیسم هم در حرف‌های ما خواستگاه اجتماعی ندارد" این من درآوردی است. برنامه می‌گوید، ٢ طبقه اصلی وجود دارد و بلافاصله از اقشار وسیع خرده بورژوا حرف می زند و اگر خوانده باشید پوپولیسم را بینش طبقاتی خرده بورژوا‌های رادیکال می داند و آن بخش از نمایندگانش که به لباس مارکسیسم در می‌آیند رویزیونیست پوپولیستی هستند .

این که لوله تفنگ کومه‌له به سمت چه کسانی بر‌خواهد گشت این یک تنه به قاضی رفتن و مظلوم نمائی است. یعنی به طرف شما؟ بطرف اکونومیست‌ها! به طرف پوپولیست ها! برنامه ایدئولوژی و تاکتیک‌ها را معین کرده‌اند که لوله ی تفنگ کومه‌له به سمت چه کسانی است. تا حالا به سمت جمهوری اسلامی بوده است. چه وقتی لیبرال‌ها بودند و چه وقتی نبودند. این را عملا ما در خود کردستان تا به حال نشان داده‌ایم. لوله ی تفنگ ما بر علیه کسانی است که جلوی رشد انقلاب را بگیرند. یعنی بر علیه ضد انقلاب. لوله ی تفنگ ما علیه سازمان اکثریت بر نگشت، حالا پوپولیست بودند، رویزیونیست بودند، هر چه بودند! و اگر حالا برگردد درست به این دلیل بر‌می گردد که آن ها در صف جمهوری اسلامی یعنی در صف سرکوب کنندگان انقلاب قرار گرفته اند .

شما به چه اعتباری این حرف ها را می زنید؟ حداقل با همان دید محدود خودتان هم باشد باید واقعیات موجود در کردستان را ببینید. و اگر به برنامه نگاه کنید می‌بینید در آن جا از آزادی های نا محدود منهای سلطنت طلبان و جمهوری اسلامی صحبت شده است. من فکر می‌کنم برنامه ما در این باره صریح تر از همه پوپولیست‌ها و از مجاهدین و بقیه گروه‌ها هم صراحت بیشتری دارد. "پول پوتیسم" به ما نمی چسبد .

در مجموع من فکر می کنم بعلت ایدئولوژی خرده بورژوائی و نگرش متافیزیکی در شما، شما در تحلیل مسائل مجبورید به خیال پردازی در مورد کومه‌له بپردازید و جواب نمی‌دهید مربوط است به تناقضاتی که در میان خود شماست. همین تناقضات درونی شماست که شما را به عنوان یک گروه دربسته باقی می‌گذارد. و تحت پوشش این که ما برای پرولتاریا حرف می‌زنیم نه برای جنبش، نه برای روشنفکران. در حقیقت حرف نمی‌زنید. ما دو سال پیش گفته‌ایم که هر نیروی سیاسی متعهد است که حرف هایش را بزند. البته من فکر می کنم شما مجبور خواهید شد که حرف های‌تان را بزنید. هیچ شکی هم در این مورد ندارم. من فعلا نمی خواهم به ایدئولوژی شما برخورد بکنم. ولی به هر حال روزی توده‌های تشکیلاتی شما خواهند پرسید: این "نحوه تولید" بعد از ٤ سال چه شد؟ تا کی باید ما این "نحوه تولید" را کشف کنیم؟ تا کی باید بررسی کنیم؟  قبلا می گفتید به اتفاق کارگران که آن هم چیزی نبود جز یک دستاویز برای حرف نزدن و نگفتن التقاطات" .

بهروز نابت: "  مائو می گفت ذهنیت روشنفکران یک چیز پیچیده ایست و فهم آن و در نتیجه تغییرات آن به این سادگی ها مقدور نیست. در عوض راجع به دهقانها می گفت مغز آن ها مثل یک کاغذ سفید است که هرچه دلت بخواهد میتوانی روی آن بنویسی. ما با این آموزش های صدر مائو مخالفیم و فکر میکنیم روشنفکران تابع هستی اجتماعی شان حرکت می کنند و اتفاقا مغز دهقانان هم مقولاتی به گستردگی زندگیشان را دارد که فقط با تغییر هستی اجتماعیشان ارتقاء پیدا می کند. تفکر ما راجع به کومه‌له و تودههای تشکیلاتیش و تودههای کرد بر این اساس است. اگر کومه‌له متکی به عزم خودش است، اگر میخواهد بگوید "توده های کرد را ول کنید، ما به دلایل دیگری که مربوط میشود به عزمش، نماینده پرولتاریا هستیم و این یک رابطه دیالکتیکی است و شما آمپریستید که نمی توانید این رابطه دیالکتیکی را بفهمید"، ما این دیالکتیک را قبول نداریم. کافی است فقط یک بار کلاهمان را قاضی کنیم و به سرنوشت گروههای ٤ سال گذشته نگاه کنیم. به مبارزات گروههای مشابه در سراسر جهان نگاه بکنیم تا ببینیم همه ی این ها با تکیه بر این که: "ما از هستی اجتماعیمان و شعور اجتماعیمان جدا شده ایم" در عمل، عامل همان شعور منتج از هستی اجتماعیشان هستند. یک رعیت، فئودال را اگر موقتا نباشد، به وجود می آورد. دو قشر اجتماعی از هم جدا شده، رعایا و ارباب ها، به دلیل این که در یک سیستم قرار می گیرند به یکدیگر می پیوندند و به این شکل است که ایدئولوژی آن رعایا توسط آن ارباب‌ها جمعبندی می‌شود و ضرورتا لازم نیست رعیتی ایدئولوژی خود را جمعبندی کند .

ما عزم رزمندگان و پیکار و وحدت را که می‌خواستند با قسم به مومیائی لنین اثبات کنند مارکسیست لنینیست هستند را نپذیرفتیم و عزم کومه‌له را هم آن طور که در حرکتش می بینیم در یک هستی اجتماعی می فهمیم .

در صورتیکه شما با گمان به تقارب نهائی افکارتان با حرکت چیزی که شما اسمش را طبقه کارگر می گذارید گاهی اوقات پیشروان طبقه‌ی کارگر، که واژه ای کاملا نسبی و ذهنی است، را در آن چیز لازم می دانید و گاهی اوقات لازم نمی دانید. متکی بر عزمتان به ابرازاتی در برنامه پرداختید. ما فکر می‌کنیم نه آن تقارب به نظر شما دیالکتیکی بلکه این هم سیستم شما در یک نحوه تولیدی با زحمتکشان مادون سرمایه داری در کردستان ایران است که تعیین کننده است .

arrow ادامه

Saeed Yazdian: page | 1 |2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 | 11 | 12| 14 | 15 | 16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 |

١٣

 
Hit Counter by Digits